خرید بک لینک

برای تو

برای تو

سردترین روزهای سال 99

درست وقتی که سردترین روزهای اینجا اتفاق افتاد کاری کردی که من توی سرما بمونم

توی خونه چون میترسیدم هر لحظه نشسته خوابم ببره و تو بیای و چیزی منو بزنی مجبور شدم بیام بیرون

هرچی خواهش کردم که حداقل یه پتو بده نذاشتی...

هنوز کتفم از ضربه هفته پیشت درد میکنه

چقدر بده که بخوای از خونه خودت فرار کنی و توی شهر غریب شب توی خیابون بمونی

تلختر اینه که هیچ کس نداری بهش بگی

مطمینم اگه میفهمدی نمیذاشتی ماشین و کیف کارتهام ببرم واسه همین دزدکی فرار کردم

من ساده وقتی دیدم قرص خوردی نگرانت بودم تا صبح نخابیدم بعد غذا آماده کردم و یه لقمه نخوردم.فکر کنم کم نمک شده باشه- البته اگه مثل شربتی که برات درست کردم دور نریخته باشی

الان نمیدونم قراره امشب پشت در کدوم اداره تا صبح سرما بکشم

بد تر از سرما دسشویی رفتن و کثیف بودنه

تو راحت الان ناهارت خوردی روی مبل دراز کشیدی داری تلویزیون میبنی

منم...

این روزها رو چه کسی و چه وت میشه جبران کرد؟؟

مگه ما چند بار زندگی میکنیم

این جمله خیلی برای زندگی مشترکمون الان خطرناک شده

"مگه من چند بار زندگی میکنم که این همه رنج بخوام تحمل کنم؟""

فقط چون دوست دارم؟کسی نباید منو دوست داشته باشه؟

تنهام

خدااااااااااااااااااااااااااااا

 

برچسب: نویسنده: کیان اسماعیلی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 15:20

صفحه بندی