یکی که یه دقیقه بشینه بگه اومدم فقط بشنوم و برم همینقدر
یادش بخیر یه زمانی استخر باز بود میرفتم سونا یکی پیدا بشه یه کلمه باهاش حرف بزنم
حتی درد و دل نه فقط بگم هوا خوبه؟ بارون اومده؟ سرده؟ همینقدر هم راضی هستم
کار جنگ اعصاب و خواب ( البته بیشتر بیهوش میشم)
قشنگی زندگیم خلاصه شده توی یه اهنگ توی مسیر خونه تا کار- یه چند لحظه بازی ادل( یه سگ هست)
خسته ام
چقدر آه میکشم...
بنویسم برای کی؟ برای چی؟ شاید برای یه روزی که یکی بخونه مثل من نشه
هرچند هیچ کس مثل کس دیگه نمیشه ولی تجربه میگیره
حال خوب من خلاصه شده به فنجون قهوه همینقدر کوتاه
بازم خداروشکر
چند ماهی میشه که دیگه گله از خدا نمیکنم- میگم شکر
از قدیم وقتی یه حادثه بد سرم میومد دو رکعت نماز شکر میخوندم توی دلم از خدا گله میکردم
الان دیگه گله هم نمیکنم فقط میگم شکر...
شاید واقعا یار دوست دارد این آشفتگی....
برای تو...ما را در سایت برای تو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 113