کیش که کلی خاطره خوب داشتم
الان با خاطرات بد همراه شد
چقدر هر روز حالش بد شد و مرا زد
سخت میگذرد وقتی کسی بیمار باشد و قبول نکند،و میشود حال من بیچاره که هر روز از بیماری شریک زندگیم رنج میبرم، تا خودش قبول نکند بیمار است، نمیشود درمانش کرد
خدا لعنت کند کسانی که میدانستند بیمار است و فقط فرار و دوری از اورا انتخاب کردند،هیچ وقت تلاشی برای بهبودی اش نکردند
خدایا به من توان بده
خدایا جز تو کسی را ندارم....
چقدر تلخ که توی خونه اونقدر زجر میکشم که من توی این شرکت پر از استرس چند ساعت ارام هستم
دلم برای شاد بودن خودم تنگ شده....
دلم بدجور تنگ شده برای همه جیز.....
برای تو...ما را در سایت برای تو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 106